خرید بک لینک
سخت ترین لحظه کدوم لحظه است؛ همون که وقتی در محاصره صدایش و زیر رگبار نگاهش هستی می خواهی تمام شود این درد بی پایان و وقتی می رود تازه نفست آزاد می شود مثل تیر از چله کمان و همان لحظه دوباره جانت ، به آتش تشنگی نگاهش می افتد هو! صدای نفست انگار داغ است از آتشباری که خلاصی تازه یافتی از آن من فقط به

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

هر گاه به اصرار خودم را راضی می کنم باز هم کسی جایی درون درون درونم می خواهد مقاومت کند باز هم کسی اصرار می کند که راضی نشود راضی نشود که کار درستی کردی خوب کردی که رفتی و ترکش کردی و مهرش را پس زدی «دوستت دارم»دقیقه نودش را نشنیده گرفتی بی رحمی کردی به خودت و خودت را حذف کردی و یک عقلانیت احمقانه

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

خدایا

دیشب فکر کنم خوابت رو دیدم

...

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

فاطمه افشاریان«حرم یار»وقتی که در ایرانم و دلتنگ عراقمدر دل به هوای حرمت کنج رواقمبعد از سفر این دل شده دیوانۀ یک عکسعکس حرم توست به دیوار اتاقمتا جلوه نمودی به دلم، پر شدم از عشقعطر حرم یار خوش آمد به مذاقمبعد از سفر نور دلم تنگ شما شدحالا چه کنم من که گرفتار فراقمهر روز سلامت کنم ای عشق از اینجادل

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

گاهی واقعا وحشتناک است

من می مانم و گلو و مویرگ های قلب...

من می مانم و من ...

خدایا تو هم آنجا هستی؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط me در ساعت 0:10 | لینک |

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

رفته بودی پاک نشده بودی ولی نبودی معمای ۷ ساله حرف S را برایم حل کردی شاید حتی فکر نمی کردی که یادم باشد یک چیز خوب بود این وسط... ...........................................اینکه فراموشم نکردی فکر می کردم با دیدن تصویری از بخشی از وجودت هراسناک شوم فکر می کردم مغبون و غمزده شوم ولی نه حتی شگفت زده

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

الهی ! نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم

نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جایی

پشت دیوار نشینم چوگدا بر سر راهی

کس به غیر از تونخواهم ، چه بخواهی چه نخواهی

باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی ،الهی

نوشته شده توسط me در ساعت 22:42 | لینک |

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

دکتر که رفتم گفتم نداشتم تا حالا سرگیجه

سابقه نداشتم

خندید و گفت : همه چیز از یه جایی شروع می شه

امروز به همکارم گفتم قبلترها صبورتر بودمگاینقدر زود از هم نمی پاشیدم

با سر تایید کرد و گفت

همه چیز از یه جایی شروع می شه

....

خدایا همه چیز از یه جایی شروع میشه

ولی خدایا کی تموم میشه؟

باز هم من و قلب و رگ های نازک و تیر کشیدن های گاه گاه دردناک مویرگ های

نوشته شده توسط me در ساعت 22:47 | لینک |

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

بوسه بر خورشید چشمانت،

رازناک دمی که سحر غروب،

افسون نگاهت را،

بر هزارتوی دریایی امواج اشکفام می پاشد

bkh

نوشته شده توسط me در ساعت 18:12 | لینک |

برچسب: نویسنده: طاها نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 20:52

صفحه بندی